یک تکه از عشق خدا
دیشب مریض و پریشان احوال بودم..... خدا را دیدم کنار تختم نشسته بود............ گیسوانش به سپیدی میزد......... چشمانش خواب داشت....... انگار خسته بود........ دیشب خدا چقدر شبیه مادرم شده بود................. ...
نویسنده :
مامان باران
12:30










